محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6297
تاريخ الطبرى ( فارسي )
اسماعيل و شاه بن ميكال و مظفر بن سيسل با يارانشان برون شدند . كسان در ميان عامه بانگ زدند كه هر كه آهنگ غارت دارد به ما پيوسته شود . گويند : در آن وقت صد هزار كس از عامه در زورقها از دو پل گذشتند ، سپاهيان و شاكريان نيز با سلاح رسيدند . نخستين كسان به جزيره رسيدند و دمى نگذشت كه يكى از مردم سرخس بر بزرگتر فرزند محمد بن اوس تاخت و با نيزه به او زد و وى را از اسب شهارى كه بر آن بود بينداخت . آنگاه شمشيرها در او به كار افتاد و يارانش از او هزيمت شدند و هيچكس از آنها كارى نكرد . زخمى را برگرفتند و در زورقى ببردند تا به خانهء سليمان بن عبد الله طاهرى رسيدند و آنجا انداختند . يكى از كسانى كه حضور داشته بود ، گويد كه وقتى سليمان او را بديد چشمانش پر اشك شد . بستر براى وى گستردند و طبيبان آوردند . ابن اوس از همانجا سوى منزل خويش رفت . منزل وى خانه اى بود از آن خاندان احمد بن صالح بن شيرزاد ، در دور ، مجاور قصر جعفر بن يحيى برمكى . مردم بغداد مصرانه به تعقيب وى رفتند . سرداران نيز با آنها بودند تا با آنها مقابل شدند و در دور ، نبردى ميانشان رفت كه از ساعت دوم آغاز شد و در آغاز ساعت هفتم به پايان يافت ، كه پيوسته تيراندازى مىكردند و با نيزه ها و شمشيرها ضربت مىزدند . همسايگان ابن اوس ، مردم بازارچه قطوطا و زورقبانان و ملاحان دور ، به كمك وى آمدند . نبرد سخت شد و مردم بغداد كس فرستادند كه نفت اندازان ( 403 را از خانه سليمان بيارند . گويند : حاجب سليمان به نزد وى رفت و اين را با وى بگفت كه دستور داد مانع آنها شود . ابن اوس بخويشتن ، نبردى سخت كرد كه چند زخم تير و نيزه به او رسيد و با ياران خويش هزيمت شد . و چنان بود كه ابن اوس حرمتهاى خويش را از خانه برون برده بود . مردم او